۱۳۹۰ اردیبهشت ۹, جمعه

سرسخن

حرفهای ما بیان احساسات و نظرات ما دربارۀ موضوعات مختلف اند. موضوعاتی که گاه برایمان خوشایند یا ناخوشایند هستند. دیدن یک فیلم، شنیدن یک قطعۀ پیانو، خواندن یک کتاب یا یک خبر و گشت و گذار در طبیعت می توانند موضوع هایی برای حرفهای ما باشند. در کنار همۀ اینها فکر می کنم حرفهائی هم هستند که باید گفته شوند، اما فرصتی یا محلی برای گفتنشان پیدا نمی کنیم. حرفهائی که با گذر زمان تلنبار می شوند و در مرور روزهای سپری شده،از نگفتنشان آزرده خاطر می شویم.

حدودا 10 سال از شروع به کار اولین وبلاگ فارسی می گذرد و من دیر آمدۀ خانواده وبلاگ نویسی هستم. وسوسۀ ورود به جمع وبلاگ نویسان همیشه بود، ولی ضرورت آن را، به دلایلی که حداقل خودم را قانع می کرد، احساس نمی کردم. اما چرا امروز این ضرورت را احساس می کنم؟ در یک جمله:
"وقتی سکوت می کنیم، فضا پر می شود از قهقهۀ شغالان"

به قول "عباس عمانی" که در 28 دی ماه 1358 بدست چماقداران به شهادت رسید:

"حقیقت را همیشه باید ترویج کرد."

بر سرش کوبیدند تا شاید حقیقت را از سرش بیرون کنند. "عباس عمانی" جزئی از حقیقت شد و کلام نغزش، برای همنسلانش، نسل من و نسل های بعد یادگاری باارزشی شد، که نباید به محاق فراموشی سپرده شود.
تا چه مقبول افتد و چه در نظر آید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر