۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه

نماد "راست افراطی" جایگزین مجسمۀ "آریوبرزن" می شود!


حتما می پرسید نماد "راست افراطی" که قرار است جایگزین مجسمۀ "آریوبرزن" بشود، چه می تواند باشد؟ اگر کمی حوصله کنید و این مطلب را تا به آخر بخوانید حتما با این نماد محبوب آخوندها، سپاه پاسداران و بسیجی های ذوب شده در ولایت آشنا خواهید شد!

ماجرا از آنجا شروع شد که در خرداد ماه 1390 مجسمه های اسب میدان امام شهرستان ساری به دستور دادستان برداشته شدند. رئیس شورای شهر ساری هم علت این کار را توهین آمیز بودن این مجسمه ها اعلام کرد و گفت: " وجود مجسمه‌های اسب در میدان امام چیزی جز اهانت به نام امام نیست"(1). بعد خبر رسید که آستان قدس رضوی "نقاشی‌های حماسی دور میدان فردوسی مشهد که برگرفته از داستان‌های شاهنامه فردوسی بود را، شبانه پاک کرده است."(2). دست آخر هم آمدند سراغ مجسمۀ "آریوبرزن" سردار شجاع ایرانی در شهر یاسوج. یکی از فرماندهان سپاه استان با اعتراض به محل قرار گرفتن دم اسب مجسمۀ آریوبرزن گفت: "امروز دم اسب آریو برزن را مشرف بر تمثال مبارک شهیدان کرده‌اند که ضروری است دادستان کهگیلویه و بویراحمد دستور تخریب آن را بدهد."(3). از قرار معلوم رسیدگی به جرایم تصویرها ومجسمه ها در اولویت کار سپاه و دادستانی نظام ولایی قرار گرفته و افتاده اند به جان تصاویر و مجسمه های بیجان!

بعد از انتصاب "احمدی نژاد" هم تحلیلگران بر این عقیده هستند که مملکت افتاده دست جناح "راست افراطی". پس با این حساب باید به دنبال نمادی باشیم که هم مورد پسند جناح مذکور باشد، هیچ نشانه ای از ایران و ایرانی و قهرمانان ملی در خود نداشته باشد، ارزشی و مورد تائید برادران ارزشی سپاه، بسیج و لباس شخصی باشد و از همه مهمتر توهین به "امام خمینی" تلقی نشود و حتی المقدور متأثر از روش و منش "امام خمینی" باشد. الحمدالله در این مورد آخر همۀ جناحهای حکومت باهم تفاهم دارند. حالا با این تفاصیل می رویم سراغ نمادی که همۀ این ویژگی ها را در خود داشته باشد!

سالها پیش، زنده یاد عمران صلاحی (4)، شاعر و طنزنویس معاصر در یک جمع خصوصی به کنایه می گفت: به معاملۀ خرها می گویند "راست افراطی"!  خوب حالا فهمیدید نماد مورد نظر سپاه پاسداران و دادستانی چیست؟ اینطور که معلوم است قصد دارند این طرح را بطور آزمایشی ابتدا در میدان شهر یاسوج اجرا و بعد هم به تدریج به سراسر کشور گسترش دهند. درکنار این طرح موارد زیر هم در دستور کار سپاه پاسداران و دادستانی نظام آخوندی قرار دارد:
- قرار دادن نماد "راست افراطی" با روکش طلایی، در همۀ میادین کشور که نام "امام خمینی" را بر خود دارند، تا هم یادآور بنیانگزار نظام وهم یادآور "دوران طلایی" حکومت او باشد.

- طراحی دوبارۀ آرم "سپاه پاسداران" و "بسیج" و استفاده از نماد "راست افراطی" در طرح جدید.  

- اهداء تندیس بلورین "راست افراطی" به برگزیدگان جشنواره "مهرورزان کهریزک".
- تولید ساندیس "راست افراطی" و توزیع آن میان نیروهای سپاه، بسیج و صد البته لباس شخصی ها.
- تولید آدامس "راست افراطی" با اسانس "مقام معظم رهبری" ویژه خواهران شاغل در نیروی انتظامی و بسیج.
- تولید نوشیدنی انرژی زای "راست افراطی" مخصوص یگانهای ویژه و ضد شورش.
از همۀ اینها که بگذریم، فقط باید گفت؛ خدا عاقبت مردم و مملکت را با این "راست افراطی" به خیر کند!




(1) "مجسمه‌های میدان امام ساری با دستور دادستان برداشته شد." - خبرگزاری فارس، 18 خرداد 1390.

(2) "آستان قدس رضوی بزرگترین و طولانی ترین نقاشی دیوار حماسی شاهنامه را  شبانه محو کرد." – جرس، 20 خرداد 1390.
(3) "فرمانده سپاه استان: تندیس آریو برزن در شهر یاسوج را تخریب کنید." - جرس، 2 تیرماه 1390.
(4) زنده یاد عمران صلاحی، شاعر، نویسنده، مترجم و طنزپرداز ایرانی (1325 – 1385).

۱۳۹۰ تیر ۱۷, جمعه

كدام را باور كنیم؛ عدم دسترسی به اینترنت یا استفاده غیرمجاز از آن!


نیچه (1) حماقت را صورتی ازبی توجهی به  مقصود و منظور می داند و می گوید: فراموش کردن قصد و منظور متداولترین شکل حماقت است! اظهارات هفته گذشته "حسن دانایی فر"، سفیر ایران در عراق، نمونه خوبی برای این گفتار نیچه می باشد. برای دریافت بهتر این حماقت می بایست یکی دو ماه به عقب برگردیم.

سحرگاه روز 19 فروردین 1390، نیروهای تحت امر نوری المالکی حمله به شهر اشرف را آغاز کردند. شهادت دهها مجاهد خلق و جراحت صدها تن دیگر از مجاهدین نتیجۀ حملۀ ددمنشانۀ نیروهای نخست وزیر گوش به فرمان بیت خامنه ای بود. بلافاصله امواج حمایت و همدردی با مجاهدین و محکومیت این تهاجم رذیلانه به بدنۀ قایق سوراخ و اسقاطی دولت عراق کوبیده شدند. درست یک هفته بعد از این تهاجم، درحالی که چند تن دیگر از مجاهدین مجروح به سبب کارشکنی نیروهای مهاجم و ممانعت از اعزام آنها به بیمارستان و عدم رسیدگی های پزشکی و درمانی لازم به شهادت رسیدند، رادیو فردا طی گفتگویی با یکی از جداشدگان از سازمان مجاهدین خبری را با عنوان "در اردوگاه اشرف تلفن، اينترنت و ازدواج ممنوع است"(2)، منتشر کرد. مجاهد خلق رضا هفت برادران در نامه ای با عنوان " آیا صدای صبا را می شنوید؟"، چگونگی شهادت دختر قهرمان و مقاومش "صبا هفت برادران" را شرح داد. فایل شنیداری این نامه را می توانید از اینجا گوش کنید. مجاهدین شهر اشرف از ابتدائی ترین حقوق یک انسان، یعنی امکانات پزشکی محروم هستند و "رادیو فردا" نگران محرومیت آنها از وسایل ارتباط جمعی است!!! نامۀ رضا هفت برادران را در کنار خبر رادیو فردا بگذارید تا به سقوط اخلاقی – حرفه ای یک خبرگزاری پی ببرید.

 بلافاصله پس از این گفتگو "محرومیت مجاهدین از وسایل ارتباط جمعی" به دغدغۀ سایت های زنجیره ای – فلّه ای وزارت اطلاعات تبدیل شد و شروع  به پخش گسترده خبرآن در فضای مجازی کردند. ارسال لینک های این مطالب به تارنماهای دیگر، همچون "تارنمای بالاترین" و کامنت درکردنهای فلّه ای – گله ای و ابراز نگرانی از عدم دسترسی مجاهدین شهر اشرف به تلفن همراه و اینترنت، قدم بعدی این طرح بود. به این نکته خوب دقت کنید! نگرانی بابت نبود تلفن همراه و اینترنت، نه بابت جان مجروحین و عدم دسترسی به امکانات پزشکی یا محاصره ضد انسانی شهر اشرف!

تا اینجا را در ذهن داشته باشید تا برویم سراغ مصاحبه جالب "حسن دانایی فر" سفیر ایران در عراق با شبکه  سومریه. دو هفتۀ قبل "سیمای آزادی"  گزارشی از این مصاحبه را پخش کرد، گزارش را می توانید از اینجا ببینید. در این گزارش سیمای آزادی آمده است:

"رژیم آخوندی که تاکنون مدعی بود مجاهدان اشرف در فقدان ارتباطات با دنیای خارج، حتی نحوه  استفاده از تلفن های همراه را  نمی دانند و هیچ گونه دسترسی به شبکه اینترنت و وسایل ارتباطی ندارند. در یک اعتراض به غایت حیرت آور و احمقانه اعلام کرد: منافقین ازطریق صفحات تلویزیون ارتباط برقرارمی کنند، ایستگاه تلویزیونی دارند و از شبکه های اینترنت و تلفن بدون دریافت اجازه از دولت عراق استفاده می کنند. به گزارش تلویزیون سومریه، سفیر ایران به این ترتیب سازمان مجاهدین خلق را به نقض حاکمیت عراق متهم می کند و خاطرنشان می کند که این سازمان بدون اجازه دولت عراق از تمامی وسایل ارتباط در داخل عراق استفاده می کند." (3)

اینجاست که حسن دانایی فر با فراموش کردن قصد و منظور وارد حوزۀ حماقت متداول می شود و  تلاشهای ماههای اخیر وزات اطلاعات دولت متبوعش را و هرآنچه که رشته بودند، پنبه می کند. دیگر از این بهتر نمی شد فاتحۀ طرح "محرومیت مجاهدین از وسایل ارتباط جمعی" را خواند!

اما اگر فکر می کنید با اظهارات جناب سفیر کبیر، هرزنامه نویسی و جاروجنجال بر سر این موضوع دیگر محلی از اعراب ندارد، اشتباه می کنید! البته برای افراد منصفی که تنها به دلیل عدم آگاهی و یا بمباران تبلیغاتی نظام آخوندی، تحت تاثیر این جار و جنجال های کذایی قرار گرفته بودند، موضوع پایان پذیرفته و محلی از اعراب ندارد. ولی آنهایی که عامدانه و برحسب وظیفه عبادی - سیاسی خویش، آتش بیار چنین معرکه هایی هستند، به این سادگی از رو نمی روند، هرچند که ادامه موضوع ابلهانه و احمقانه باشد. این نوشتار را با گفته ای از نیچه آغار کردم، با کلام نغزی از آلبرت اینشتین در وصف ملتزمین به وظیفۀ عبادی - سیاسی به پایان می برم. آلبرت اینشتین می گوید:
"دو چیز را پایانی نیست : یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان . البته در مورد اولی مطمئن نیستم!" (4)




(1) فردریش ویلهلم نیچه، فیلسوف مشهور آلمانی (1844 – 1900).

(2) "در اردوگاه اشرف تلفن، اينترنت و ازدواج ممنوع است"، رادیو فردا، 27 فروردین 1390.

(3) سیمای آزادی، هفته اول تیرماه 1390. 

(4) آلبرت اینشتین، فیزیکدان و برندۀ جایزۀ نوبل فیزیک (1879 - 1955).